DiGiT@Li

Unique community. Distinct visions.

From Afar
Fakhteh Moradi
I dream the life
By Fakhteh Moradi (Femi)
fakhteh@dgtali.com
57 notes posted
Since
Sunday May 07, 2006
Last update
Wednesday February 10, 2010 07:08

Security Tip

Browse the web more securely with FIREFOX and prevent Spyware!

Weblogs
Daily log
My daily events
By Ali Moradi
Software log
Software experiences
By Ali Moradi
Lililand
Lida's world
By Lida H
Ghazalestan
As simple as the wind
By Ghazaleh E
Login
Username:
 
Password:
 

Thursday November 30, 2006 07:45
فاجعه یا واقعه
فکر میکردم چطور میشه با بعضی اتفاقاتی که برامون می افته نمی تونیم کنار بیایم یا خیلی به سختی کنار می آییم. دلیلش میتونه این باشه که ازشون یه فاجعه می سازیم. انگار که همه ی عوامل آزاردهنده و بدی ها جمع شدن تا به ما آسیب برسونن. خودمون وعملکردمون رو خارج از زنجیره ی علت و معلول ها تصور میکنیم و اتفاقات رو چیزهایی می بینیم که بر ما واقع شدن نه چیزهایی که ما هم در وقوعشون دخالت داشتیم. طبیعیه که اینطوری با احساس مفعول بودن، بی تقصیر بودن و مظلوم بودن، چرا های زیادی تو ذهنمون ایجاد میشه که در اغلب موارد بی جواب می مونن. چرا؟ چون با پیش فرض های نادرستی می ریم دنبال جوابشون. شبیه مسأله هندسه ای که فرض هاش غلط باشه ! منطقیه که هیچوقت حل نشه، مگه با تغییر فرضیاتش. پیش فرض های ما باید درست و منطقی باشند. هرچقدر نقش خودمون رو تو پیش اومدن قضایا کم رنگ تر ببینیم، عمق فجایع در نظرمون بیشتر میشه و غیر قابل پذیرش تر می شن و حل و هضمشون سخت تر میشه. طبیعیه وقتی سعی داریم با دنبال کردن حلقه های یک زنجیر به حلقه ی اول برسیم موفق نمی شیم اگر چند تا از حلقه ها رو گم کرده باشیم. هرچقدر اهمیتی که به نقش خودمون تو پیش آمدهای زندگیمون میدیم بیشترو واقعی تر باشه مسایل به نظرمون ساده تر و منطقی تر می رسن. پذیرششون برامون راحت تر میشه و چرا های بیشتریمون به جواب می رسن. من منکر وجود رفتارهای بد و نامنصفانه نیستم اما معتقدم چیزی که اجازه میده کسی مورد بدرفتاری یا بی انصافی واقع بشه تا حد خیلی زیادی عملکرد و رفتار خود فرد هست. وقتی این بدرفتاری واقع شد، نشستن و شماطت کردن انجام دهندش اولین و ساده ترین کاری هست که هر کدوم از ما تو این موقعیت انجام میدیم. مقصر دونستن دیگران و سرزنش کردنشون نه تنها کمکی به بهبود ما نمیکنه بلکه حل مسأله رو هم به تأخیر می اندازه. اگر برای پیدا کردن جواب سوأل هامون رفتار و عمل طرف مقابل رو معلول های زنجیر علت و معلول تصور کنیم و به دنبال علت این معلول ها تو رفتارهای خودمون باشیم کمک زیادی به خودمون خواهیم کرد. با این طرز نگاه کردن به جای تبدیل مسأله به یک فاجعه اونو تبدیل به یک واقعیت قابل پذیرش می کنیم. یک واقیعت ساده که می شه دلایل وقوعش رو فهمید. وقتی هم که دلایل چیزی مفهوم باشه احساس درماندگی آدم از بین میره و جای اون رو احساس قدرت و توانایی می گیره. حالا گذشته از برانگیختن حس دلسوزی دیگران که گاهی می تونه برای مدت کوتاهی خوشایند و ارضا کننده باشه با خودمون رو راست باشیم، ترجیح می دیم منفعل باشیم یا فاعل؟ کدومش به ما احساس بهتری می ده؟ همون رو انتخاب کنیم. حالا شاید این سوأل پیش بیاد که یعنی چی که انتخاب کنیم؟ مگه بعد از پیش اومدن قضایا باز هم انتخابی در کار هست؟ از نظر من بله، هست! این نگاه ما هست که به قضایا ماهیت میده. این زاویه نگاه ما هست که تعیین می کنه حلقه ی اول زنجیر باشیم یا دوم ...

Femi
Thursday 30/11/2006 07:45 | 1385/09/09
 2 Comments -  Permanent link  - Add Comment
Thursday November 16, 2006 08:33
...

فریاد کردم
ای مسافر
با من از آن زنجیریان بخت که چنان سهمناک دوست می داشتم
این مایه ستیزه چرا رفت؟
با ایشان چه می بایدم کرد؟
- بر ایشان مگیر.
چنین گفت و چنین کردم.

شاملو


Femi
Thursday 16/11/2006 08:33 | 1385/08/25
 3 Comments -  Permanent link  - Add Comment
Friends
Empty!!!